تبليغاتX
روشن88

مشارکت سیاسی

در بین موجودات روی زمین انسان از معدود جاندارانی است که الزاما زندگی جمعی دارد. تصور زندگی انفرادی وجدایی از جامعه برای انسان مقدور نیست. منظور زندگی است که تصور کنیم یک فرد به طور مطلق جدای از جامعه باشد؛وگرنه آنکسی هم که ظاهرا تنها در کوه زندگی میکند!! تنها نیسست،لباسی که پوشیده  حاصل اجتماع است، کتابی که میخواند

موسیقی که گوش میکندو...به همین روی ارسطو میگوید اگر انسانی یافت شود که در تنهایی مطلق و به دور از جامعه زندگی کند قطعا او انسان نیست بلکه یا حیوان است ویا اینکه خدا!!

این نکته نیز بدیهی است که زندگی جمعی نیازمند مشارکت همگان در اداره امور است وهرکس چه بخواهد وچه نخواهد سهمی در زندگی جمعی دارد. این سهم هم حق است وهم تکلیف.نوع عالی مشارکت که مورد نظر این نوشتار نیز میباشد مشارکت سیاسی است .اگر مشارکت سیاسی را به معنی حضور مردم دردر تعیین سرنوشت خود بدانیم گزینش وانتخاب کلرگذاران سیاسی محصول این مشارکت خواهد بود.

سطوح مشارکت سیاسی.

مشارکت سیاسی دارای کمینه وبیشینه ،(حد اقل وحد اکثر) است. کمینه مشارکت سیاسی عمل رای دادن وانتخاب کردن در انتخابات است.وبیشینه مشارکت سیاسی انتخاب شدن وخود رادر معرض انتخاب مردم قرار دادن است.

مشارکت سیاسی از بعد کمی وکیفی

چکو نگی بر گذاری انتخابات وکمیت حضور مردم و کیفیت حضور مبنی بر آگاهانه بودن یا منفعلانه بودن مشارکت تابع فرهنگ سیاسی یک ملت است. فرهنگ سیاسشی بخشی از فرهنگ عمومی است که شامل سلسله باور ها  واعتقادات یک ملت است که به رفتار آنها در زمینه سیاسی جهت میدهد.

انواع فرهنگ سیاسی

1-فرهنگهای سیاسی محدود.

در این نوع از فرهنگ سیاسی فرد با امورات سیاسی ارتباطی ندارد. واز تحولات جامعه خود بی خبر است واگر خبر های پراکنده ای نیز میشنود برای او اهمیتی ندارد.

2-فرهنگ سیاسی تبعی.

فرد در این نوع فرهنگ سیاسی دارای رابطه منفعلانه است . ورفتاری مطیع گونه ونه آگاهانه دارد. واحساس میکند گفتار ورفتار او بر اوضاع و احوال هیچ تاثیری ندارد

3- فرهنگ سیاسی فعا ل

 افراد در این نوع فرهنگ سیاسی دارای رابطه فعالانه میباشند . وآگاهی لازم را از تاثیرپذیری نظام سیاسی از مواضع مثبت یا منفی خود دارند. این که چرا فرهنگ سیاسی در کشور های مختلف یکی از این سه مورد یا ترکیبی از آنها است عامل متعددی از قبیل شرایط تاریخی  جغرافیایی ،اقتصادی،اجتماعی آداب و رسوم و جامعه پذیری سیاسی است.(در آینده در این باره بیشتر سخن خواهیم گفت)ادامه دارد.....

 

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در جمعه بیستم آذر 1388 و ساعت 8:59 |

این هم دو تا دوبیتی یادگاری از رفقای دوران دانشجویی در مقطع کار شناسی در دانشگاه شهید بهشتی

امیدواری

مبادا آسمان بی بام وبی بر                   مبادا در زمین دیوار بی در

مبادا هیچ شاخی بی پرستو                 مبادا هیچ بامی بی کبوتر

............................................................................

راه اشتباه

ای پری چهره که آهنگ کلیسا داری              سینه مریم و انفاس مسیحا داری

             آیت رحمت و روی تو به قرآن ماند              در شگفتم که چرا مذهب عیسی داری            

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 و ساعت 12:48 |

 

 

احزاب سیاسی سابقه بسیار طولانی در صحنه سیاست ندارند.سابقه حزب عمدتا بر اساس تجربیات ملل اروپایی وبه ویژه انگلستان وسپس دیگر ملل اروپایی مورد ارز یابی قرار میگیرد.نظام پادشاهی انگلیس در یک فرایند نسبتا طولانی وآرام  به یک نظام مشروطه سلطنتی تبدیل شد. ابتدا دوگروه سیاسی فعال به نامهای «ویگ» وگروه دیگربنام «توری» در دمکراتیزه کردن پادشاهی انگلستان -شاید بدون آگاهی قبلی وبدون بر نامه ریزی- نقش داشتند وبه تدریج خود آنها پایه واساسی برای احزاب امروزی «کارگر»و«محافظه کار»تبدیل شدند. نظام حزبی انگلیس الگویی شد برای بسیاری لز نظامهای دو حزبی  . در نظامهای دو حزبی سیستم انتخابات به گونه ای است که احزاب کوچک شانسی برای پیروزی ندارند.با این مقدمه ی کوتاه ،اکنون به طور خلاصه به برخی کار ویژه های حزب می پردازیم.

1-   کار ویژه انتخاباتی :

الف- مهمترین وظیفه وکارکرد حزب کارکرد انتخاباتی است .اصولا احزاب در نظامهای سیاسی شرکت در انتخابات وکسب قدرت به صورت مسالمت آمیز را اصلی ترین کار خود میدانند.زیراکسب قدرت واعمال آن به عنوان بر ترین هدف حزب از این طریق امکان پذیر است. در قالب این خواستها احزاب کارهای ذیل راانجام میدهند

ب-شکل دادن به افکار عمومی

افکار عمومی ،جامعه هدف احزاب است .حزب سعی میکند به جامعه اطلاعات تنظیم شده ومورد نظر خود ر ا بدهد . واز این طریق« وجدان سیاسی»ایجاد کند واین وجدان سیاسی را با ادامه تزریق اطلاعات مورد نظر خود حفظ کند انگیزه این کار نیز کسب واعمال قدرت است. احزاب سعی دارند در افکار عمومی تفوذ کنند واز این راه آموزش سیاسی اعضای خود وشهروندان را تکمیل نمایند. حزب تلاش میکند به افکار عمومی پراکنده سامان دهد وضمن «یک کاسه»کردن افکار عمومی ، خواسته ها را تبدیل به سیاست کند.

.

ج - گزینش نامزد ها

در هر دوره از انتخابات وبر اساس ساختار انتخاباتی هر نظام سیاسی، احزاب، اقدام به گزینش نامزد های انتخاباتی از بین افراد توانمند خود مینمایند. این روند در صورت گسترده بودن کشور وساختار حزب، ممکن است به صورت انتخاباتی باشد که به عنوان انتخابات درون حزبی معروف است

چ-تنظیم کار انتخاب شده گان:

بعد از انتخابات، حزب بر اعضای انتخاب شده خود در پارلمان نظارت وآنان را موظف به اعمال سیاست های حزب میکند.وبااین اقدام از فعالیت فردی واقدامات پراکنده اعضای خود جلوگیری میکند .البته این مساله خاص نظامهای دو یا چند حزبی پارلمانی است.در نظامهای ریاستی ممکن است اعضای انتخاب شده حزب در اختیار خود عمل کنند.

2-کار ویژه آموزشی

-ایجاد ارتباط سیاسی بین افراد وآموزش آنها:

تحصیل علم سیاست برای همگان ممکن نیست اما از سوی دیگر انسان به واسطه انسان بودنش بی نیازاز سیاست وکار سیاسی نیست . بنابر این افراددر حزب آموزش سیاسی عملی میبینند. وبرای به دست گرفتن قدرت سیاسی آماده میشوند. ازین جهت حزب به عنوان یک دانشگاه بزرگ سیاسی عمل میکند . توده ها در حزب آموزش نظری وعملی می بینند . این آموزش میتواند از آموزش رسمی وکلاسیک کار بردی تر باشد ؛زیرا آموزش رسانه ای صرفا آموزش تئوری وسطحی است وآموزش دانشگاهی نیز جنبه آکادمیک دارد وبدون آموزش عملی کافی نیست والزاما به مشارکت سیاسی ختم نمیشود. در حالی که آموزش سیاسی در حزب در جریان مشارکت مستقیم سیاسی رخ میدهد.

3- کار ویژه اجتماعی:

یکی دیگر از کارکرد های حزب در جامعه علاوه بر موارد پیش گفته تنظیم زندذگی اجتماعی اعضای خود است .ادغام اجتماعی افراد از نژاد ها وزبان های مختلف وتشکیل افکار عمومی متراکم از کارکرد های حزب است.از جمله، کار یابی برای اعضاء وحتی فراهم کردن زمینه از دواج بر ای اعضای حزب در ضمن فعالیت های سیاسی انجام میشود

 ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 و ساعت 8:25 |
 

 

مراسم روز دانشجو در دانشگاه پیام نور اسد آباد

مراسم رو زدانشجو وهفته پژوهش امروز با حضور انبوه دانشجویان پر شور این دانشگاه در تالار سید جمال الدین  داتنشگاه  پیام نور مرکز اسد آبادبر گذار شد.تعداد دانشجویان به حدی بود که تمام راهروهای سالن مملو از دانشجویان بود به نحوی که حتی دقایقی قبل از آغاز رسمی مراسم امکان ورود به سالن وجود نداشت و تعداد زیادی از دانشجویان در بیرون از سالن مراسم را دنبال می کردن

در این مراسم که ابتدا باسرود جمهوری اسلامی ایران آغاز شد ابتدا رئیس دانشگاه پیام نور مرکز اسد آباد به ایراد سخن پرداخت وی با ارائه ی تاریخچه ای از جنبش دانشجویی روند گرایش به مذهب در دانشجویان ایرانی قبل از انقلاب را تشریح کرد و افزود جنبش دانشجویی پس از انقلاب اسلامی با تسرف لانه ی جاسوسی آمریکا روند تاریخ را در ایران تغییر داد و از بروز کودتای همانندکودتای  ۲۸ مرداد جلو گیری کرد دکتر رحیمی در ادامه نقش دانش جویان را در تشکیل سپاه در اول جنگ وتاثیر دانشجویان در  دفاع مقدس را تشریح کرد.

در ادامه مراسم از ۱۰نفر از استادان به پاس خدمات آنان در امور پژوهشی و ۱۲ نفر از دبیران انجمن های علمی دانشجویی تجلیل به عمل آمد . 

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت 17:5 |
 

 

 

خوشا آن دل گرفتار تو گردید                            اسیر  بندی  از  تار  تو گردید

چو(روشن)جز جمال حق نبیند                  هر آنکس محو رخسار تو گردید                                               

.....................................................................................................

آرزو                        

دلم خواهد ببینم رویت ای دوست                               نشینم یک دمی بر کویت ای دوست

کمان ابرو ،قد   من چون  الف بود                                  الف خم گشت چون ابرویت ای دوپست

.........................................................................................................

 پیوند                                   

سیه گیسوی تو (روشن )دلم کرد                             بُت  سیمای  تو  هم ،کافرم کرد

  دلم را، با  دلت    پیوند      دادم                               شدم  مجنون و آخر عاقلم     کرد

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 11:10 |

 

شیعیان زیدی واعتقادات آنها

 

جنبش الحوثي ها در يمن

شيعيان زيدي ساکن استان صعده و ديگر مناطق يمن، شيعه پنج امامي هستند و معتقد به امامت زيد بن علي زين العابدين بن حسين(ع) بن علي(ع) هستند.

زيد بن علي گرچه خود را امام نمي داند و به خونخواهي مظلومان عاشورا قيام کرد، اما پيروانش وي را به عنوان امام پنجم مي شناسند و به همين دليل زيديه ناميده مي شوند. زيدبن علي که فردي بسيار شجاع و اهل علم و دانش بود، در سال 122 هـ.ق در دوران خلافت هشام بن عبدالملک اموي بر ضد حکومت ظلم و جور امويان در کوفه قيام کرد و با جمع کثيري از يارانش به شهادت رسيد.

عقايد خاص زيدبن علي(ع) از جمله قيام و خروج عليه ظالمان در هر شرايطي، امکان امامت بدون برخورداري از علم غيب و عصمت، سبب شد که علي رغم اينکه خودش مدعي امامت نباشد، اما پيروانش او را امام بدانند و پس از شهادتش در کوفه و عراق، ايران و يمن دست به قيام عليه حکومت هاي وقت بزنند و حکومت هاي زيدي را تشکيل دهند.

«جاروديه»، «سليمانيه» و «صالحيه» از جمله سه فرقه اصلي زيديه است که از آن فرقه هاي ديگري مانند «هادويه» و «قاسميه» در يمن و «ناصريه» در ايران شکل گرفت.

از مهمترين و معروفترين حکومت زيدي ها در ايران که با آمدن يحيي بن عبدالله به ديلم و بعد از شهادت وي توسط عباسيان در سال 250 هـ.ق شکل گرفت، مي توان به قيام حسين بن علي معروف به داعي کبير اشاره کرد.

يحيي بن حسين رهبر فرقه هادويه در سال 284 هـ.ق در صعده يمن توانست با ترويج مذهب هادويه، حکومت زيدي را تشکيل دهد. حکومت زيدي ها بر يمن با افت و خيز تا استيلاي عثمانيان وجود داشت تا اينکه سقوط عثماني ها، زمينه را براي حاکميت مجدد آنها فراهم کرد و تا سال 1964 حکومت در دست زيدي ها بود تا اينکه در اين سال اعلام جمهوري شد.

بدرالدين الحوثي که خود يکي از فقهاي زيديه است و 90سال سن دارد، پدر حسين الحوثي رهبر سابق الحوثي هاست که در سال 2004 در نبرد با ارتش يمن کشته شد.

الحوثي ها در واقع بازوي مسلح شيعيان مظلوم استان شيعي نشين صعده هستند که در برابر تهاجمات دولت مرکزي دفاع مي کنند.

زيدي ها در بسياري از اعتقادات با شيعيان اثني عشري مشترک هستند و مراسم عاشورا و جشن هاي الغدير را به طور گسترده برگزار مي کنند.

الحوثي ها و در راس آنها، عبدالملک الحوثي بر اين موضوع تأکيد دارند که استان شيعه نشين صعده جزئي از خاک يمن است و آنها به هيچ وجه قصد جدايي از آن کشور را ندارند.
عبدالملک الحوثي رهبر فعلي الحوثي ها و برادر حسين الحوثي بارها بر اين موضوع تأکيد کرده است که از سوي هيچ کشوري حتي ايران حمايت نمي شود و خواسته هايي دارد که دولت مرکزي به آن توجه نمي کند.

اختلاف ديدگاه سياسي با حکومت مرکزي در مورد آمريکا و اسرائيل، بي توجهي دولت به وضعيت خاص استان صعده و انجام نشدن اقدامات عمراني از جمله مسائلي است که از سال هاي پس از وحدت يمن تاکنون همواره باعث درگيري الحوثي ها با دولت شده است.

علاوه بر اين، بافت قبيله اي و وضعيت جغرافيايي منطقه به عنوان يک عامل طبيعي باعث شده است که دولت مرکزي يمن نتواند الحوثي ها را به راحتي شکست دهد.

عبدالملک الحوثي رهبر فعلي جنبش الحوثي به دليل دارا بودن شخصيت قوي، پس از کشته شدن برادرش حسين، با وجود برادر بزرگترش يحيي، به رهبري اين جنبش برگزيده شد و از سال 2004 تاکنون توانسته است با کمک برخي از همفکران برادرش در شباب المومن، آن را هدايت و رهبري کند.

وي سخنوري بسيار تواناست و با توجه به نفوذ پدرش بدرالدين که از ائمه مذهب جارودي (فرقه اي از زيديه) است که احترام و نفوذ زيادي در يمن دارد، توانسته است بهره فراواني ببرد. به گفته مخالفان الحوثي ها، تحولات فکري آنها باعث شده است که آنها در افکار و عقايد بسياري با شيعه امامي احساس نزديکي کنند و همين موضوع به عنوان نقطه اتهام آنها به عنوان حمايت فکري ايران ناميده مي شود.

بدرالدين الحوثي در کتابي باعنوان «زيديه در يمن» برخلاف عقيده جاري در بين زيديه مبني بر درست بودن خلافت ابوبکر، عثمان و عمر، به مخالفت برخاسته و همين موضوع باعث شد که بسياري از رهبران زيديه به مخالفت با او برخيزند.

پسرش حسين الحوثي نيز با تأثيرپذيري از افکار پدرش بر موارد مشترک با شيعه دوازده امامي تأکيد کرده بود و اين باعث شد که دشمنان با او به دشمني بپردازند.

  

  رهبران کنونی الحوثی ها

 علامه بدرالدین امیرالدین الحوثی از سادات حسني و دومين عالم بزرگ زيدي (پس از علامه مجدالدين المؤيدي) متولد سال ۱۳۴۵ هـ.ق و در حال حاضر ۸۳ ساله، از مراجع و علماي بزرگ و شامخ حوزه علميه صعده می باشد كه به علم، تقوي، زهد، صبر و جهاد در ميان زيديه معروف است و تعداد تأليفاتش به 34 كتاب ارزشمند مي‏رسد.

 علامه بدرالدين الحوثي در سال ۱۹۹۴ م هنگام جنگ جدايي‏طلبان جنوب، جهت در امان ماندن از شر علی محسن صالح که منزل ایشان را ویران کرد و به منظور ديدار با علما و آشنايي نزديك با حوزه‏هاي علميه قم به ايران سفر کرده و پس از هفت ماه به يمن بازگشت.

 علی محسن صالح در جنگ اول صعده در ۲۰۰۴ م توسط عبدالکریم خیوانی سردبیر شجاع نشریه الشوری به علي كاتيوشا ملقب شد. علی محسن برادر ناتنی رئیس جمهور یمن علی عبدالله صالح است که از یک مادر متولد شده اند. علی محسن گرایش سلفی دارد و در دو دهه گذشته در اعزام مجاهدان سلفی یمن به افغانستان، چچن و بوسنی و شکل گیری سازمان القاعده نقش فعالی را ایفا کرده است. از همین رو توسط آمریکایی ها متهم شناخته شده و از دولت یمن خواسته شده تا او را جهت بازجویی و محاکمه تحویل آمریکا دهد. در دو سه سال اخیر فرماندهی جنگ در صعده به عهده علی محسن بوده است. برخی معتقدند که سرکوب و کشتار شیعیان در صعده بهانه ای برای تحویل ندادن علی محسن به آمریکایی ها است. براساس این تحلیل جنگ دولت با شیعیان به این زودی ها به پایان نمی رسد.

 علامه بدرالدين تعدادي فرزند ذكور دارد، از جمله: شهید حسين ۴۵ ساله، يحيي ۴۲ ساله و عضو  سابق مجلس نمايندگان،

 زیدی ها مدت طولانی در یمن حاکم بوده اند وحکومت آنها به حکومت (امامان یمن )معروف بود آنهادر تاریخ یمن از قرن سوم نقش مهمی ایفا کرده‌اند. آنان حکومت مستقل خود را داشته‌اند و بارها علیه دیگر حکومت‌های مسلط بر خود قیام کرده‌اند. جامعه‌ی یمن ناهمگن است. طوایف خودمختار عمل می‌کنند و گاه علیه دولت مرکزی می‌شورند یا دست به اعمالی چون گروگان‌گیری از خارجیان می‌زنند تا دولت مرکزی را برای تحقق این یا آن خواست زیر فشار بگذارند. هم اینک قبایل شمال یمن به هواداری از دولت یا مخالفان، عملاَ درگیر جنگ شده‌اند. ارتش یمن پس از کشتن حسین بدرالدین حوثی رهبر شیعیان یمن در سال ۲۰۰۴، موضعی سرسختانه را در مقابل شیعیان این کشور اتخاذ نموده‌است. مبارزان حوثی که نام خود را از رهبر خود یعنی حسین بدرالدین حوثی گرفته‌اند از همان زمان در این درگیری با دولت یمن وارد جنگ شده‌اندشیعیان زیدی سی درصد از جمعیت یمن را تشکیل می‌دهند که عموما در شمال این کشور زندگی می‌کنند که خواهان خودمختاری هستند از طرف دولت یمن به تشکیل دولت شیعه زیدی متهم شده‌اند.

 ادعای عربستان

از ۱۲ آبان یک جنگ علنی میان نظامیان سعودی و شبه‌نظامیان حوثی که شیعه‌ی زیدی (پنج امامی) هستند، در جریان است. گروه حوثی که برای حکومتی شیعی در یمن مبارزه می‌کند، پس از کشتن یک سرباز مرزی و اشغال دو روستای متعلق به عربستان سعودی، مجبور شد با ارتش عربستان رویارو شود.

امیر خالد ،معاون وزیر دفاع عربستان در یک برنامه تلویزیونی در تاریخ ۱۳۸۸/۹/۹ گفت که درگیری‌ها در ۳ کیلومتر داخل خاک عربستان روی می‌دهند و افزود ما تمامی نیروهای نفوذی به خاک خود را نابود کرده‌ایم

 ادعای گروه حوثی

محمد عبدالسلام سخنگوی رسمی گروه حوثی ادعای عربستان مبنی بر ورود نیروهای حوثی به خاک عربستان را رد کرد و عنوان کرد زمانی با نیروهای صعودی وارد جنگ شدند که آنها می‌خواستند به خاک یمن وارد شوند.

ادعای دخالت ایران

مناطق ویران در پی درگیری با گروه حوثی

مقامات یمن بارها ایران را متهم به دخالت، کمک نظامی و مالی در این در گیری‌ها کرده ولی این ادعا از طرف ایران رد شده‌است.امابدالملک بدرالدین الحوثی رهبر مبارزان الحوثی اتهام جنگیدن مبارزان این جنبش برای ایران را "اتهامی پوچ و دروغ" خواند و گفت: ایران دخالتی در امور داخلی یمن ندارد.

 

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 8:43 |

 

توبه مجنون!!!

 

کشورهای غربی  بازبان بی زبانی میخواهند ملت ایران از اهداف حقه خود من جمله انر ژی هسته ای توبه کند!!! ودست از غنی سازی بر دارد. این داستان انسان را یاد مجنون می اندازد که شتر چرانی !!!از او میخواست از عشق لیلی توبه کند واو در قالب ابیات زیر پاسخ اورا میدهد!!!!!!!!ما نیز به گاو چران!!!!!!!!! های آمریکایی میگوییم ایرانی از غرور ملی و وظیفه اسلامی خود توبه نمیکند.

به مجنون گفت روزی ساربانی
چرا بیهوده در صحرا دوانی
اگر با لیلی ات باشد سر وکار
من او را دیدمش با دیگری یار
سر زلفش به دست دیگران است
تو را بیهوده در صحرا دوان است
ز حرف ساربان مجنون فغان کرد
جوابش این رباعی را بیان کرد
درخت بی ثمر هر کس نشاند
دوای درد مجنون را بداند
 زبان طفل بد خو دایه داند

بد همسایه را همسایه داند

میان عاشق و معشوق رمزی است
چه داند آنکه اشتر می چراند
به مجنون گفت کاخر ای بد اختر
گناهی از محبت نیست بد تر
تو را ایزد به توبه امر فرمود
برو از عشق لیلا توبه کن زود
چو بشنید این سخن مجنون فغان کرد
به زاری سر بسوی آسمان کرد
بگفتا توبه کردم توبه اولی
ز هر چیزی به غیر از عشق لیلا!

 

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 17:48 |

 

این مقاله در همایش سید جمال الدین اسد آبادی به همت دانشگاه آزاد همدان در سال ۸۴ ارائه ودرمجموعه مقالات آن همایش چاپ شده است

«بسمه‌تعالي»

 اصلاحات در انديشه سيدجمال‌الدين اسدآبادي

 مقدمه:

بدون شك سيدجمال‌الدين حسيني اسدآبادي يكي از مصلحان بزرگ تاريخ معاصر ايران است كه انديشه‌هاي اصلاحي او از مرزهاي ايران فراتر رفته و همه جهان اسلام را تحت تأثير خود قرار داد، به نحوي كه برخي از ملت‌هاي منطقه نيز سعي داشته‌اند سيدجمال‌الدين را به مليت خود منتسب كنند. اما فارغ از اين نكته كه سيدجمال در كجا ديده به جهان گشوده و به كدام ملت متعلق است، او يكي از مهمترين انديشمندان معاصر است و به همه جهان اسلام تعلق دارد.

در اين نوشتار سعي مي‌شود با نگاهي گذرا به زندگي سيدجمال‌، انديشه‌هاي سياسي و اجتماعي آن مصلح بزرگ مورد بازبيني قرار گيرد و به اين پرسش پاسخ داده شود كه اصلاحات از ديدگاه سيدجمال چه مفهومي دارد. بديهي است جهت شناختن آثار و طرز فكر يك فرد قبل از هر چيز رجوع به گفته‌ها و نوشته‌هاي خود آن شخص بهترين گزينه‌  مي‌باشد. از اين رو در اين مقاله سعي شده در حد امكان از آثار خود سيدجمال بيشتر استفاده شود.

توضيح اين نكته ضروري است كه اين نوشتار ادعاي اين را ندارد كه به همه زواياي انديشه‌ي سيدجمال  دست يافته و همه را بررسي كرده بلكه با توجه به اصل تحديد موضوع جهت فهم بهتر سعي شده با نگاهي كلي به افكار سيدجمال برداشت ايشان از مفهوم اصلاحات مورد كنكاش قرار گيرد.


 

زندگي سياسي سيدجمال‌الدين

سيدجمال‌الدين اسدآبادي در سال 1296 هـ.ق در اسدآباد همدان به دنيا آمد. پس از اتمام تحصيلات مقدماتي نزد پدرش «سيد صفدر»- كه از سادات محله‌ي «سيدان» اسدآباد بود-، جهت ادامه‌ي تحصيل به تهران و سپس به نجف اشرف عزيمت نموده گويا در همين سالهاي اقامت در نجف بود كه انديشه اتحاد كشورهاي اسلامي در ذهنش نقش بست و در اين زمينه مكاتباتي را نيز با سلطان عثماني انجام داد كه تمايل زيادي نداشت . پس از اتمام تحصيل در نجف به زادگاهش اسدآباد بازگشت و پس از توقفي پنج‌روزه در اين شهر راهي تهران شد و پس از مدتي از تهران به افغانستان عزيمت نمود. تعامل سيد با امير كابل مورد سوءظن مأموران انگليسي واقع شد  ،سفارت انگليس گزارشات متعددي از فعاليتهاي او را به وزارت خارجه دولت متبوعش ارسال كرد. در يكي از اين گزارشات سفير انگليس بر اين نكته تأكيد مي‌كند كه او افغاني نيست اما مليتش بر ما نامعلوم است.(1) اين مسئله طبيعي به نظر مي‌رسد كه سيدجمال با داشتن انديشه‌ي اتحاد ملل اسلام نمي‌توانست ايراني بودن و شيعه بودنش را آشكار كند، زيرا در اين صورت قسمت اعظم جهان از حوزه فعاليت او خارج مي‌شد.

پس از مدتي اقامت در افغانستان درگيريهاي قبايل افغان با هم، او را مجبور به ترك افغانستان كرد و راهي هند شد. حكومت انگليسي هند خطر سيدجمال را براي منافع انگليس دريافت و اقدام به اخراج او از هند نمود. سيدجمال اسدآبادي پس از خروج از هند ابتدا به مصر رفت و سپس به استانبول عزيمت كرد و در آنجا به تدريس در «دارالفنون» آن شهر پرداخت. اما حسادت و سعايت علماي درباري باعث شد استانبول را ترك كرده و به مصر بازگردد. قبل از ورود اسدآبادي به مصر روحاني افغاني‌اصلي به نام شيخ جمال الدين افغاني در آنجا از حسن شهرت در علم و تقوا برخوردار بود.(2) اين تشابه اسمي باعث پذيرش بهتر سيدجمال‌الدين در بدو ورود شد و علاوه بر آن در افغاني خواندن سيدجمال نيز نقش اساسي داشت. كما اينكه خود اسدآبادي هنگام اقامت در افغانستان «الافغاني» امضاء مي‌كرد.

بدون شك اسدآبادي با مردم زمان خود اختلاف سطح عميقي از لحاظ فكري داشت او با دقت در اوضاع زمان خود ، دريافت كه براي تغييرات عميق فكري، فرهنگي و اصلاحي جوامع اسلامي لازم است پيش از هر چيز قلم و بيان را بكار گيرد. از اين رو بساط تدريس گشود و شاگران زبردستي مانند «محمد عبده» و «سعد ذغلول»،  «ابراهيم بقايي»، «اديب اسحق» و ... تربيت كرد كه در گسترش نهضت ضد استعماري مصر و ديگر كشورهاي اسلامي نقش اساسي داشتند. فعاليت سياسي سيد جمال الدين اسدآبادي در مصر با ديگر منجر به تبعيد او به هند شد. اما در هند نيز آرام ننشست ، مناظرات قلمي او با «سيد احمدخان» كه گروه متجدد غربي‌مآب را نمايندگي مي‌كرد و به همين دليل از ملكه انگليس لقب ‌«سِر» گرفته بود مشهور است. در اين مقطع، سيدجمال خود را مصري معرفي مي‌كرد و «المصري» امضاء مي‌نمود. حكومت انگليسي هند نتوانست فعاليت سيدجمال را تحمل كند بنابراين، دستور بازداشت سيدجمال صادر شد و حدود يكسال (1301هـ.ق) را در «كلكته» تحت نظر مأموران انگليسي بود. پس از آزادي از بازداشت به پاريس رفت و در آنجا بود كه مجله «عروه‌الوثقي» را بنياد نهاد كه فقط هجده شماره از آن به چاپ رسيد. پس از متوقف شدن انتشار عروه‌الوثقي در سال 1303 هـ.ق از راه بوشهر وارد ايران شد و در تهران به ملاقات ناصرالدين‌شاه رفت. انديشه‌هاي سيدجمال‌الدين، شاه را به وحشت انداخت و مقدمات اخراج او از ايران فراهم شد. پس از خروج از ايران مدتي در مسكو گذراند و سپس به اروپا رفت. در مسافرت ناصر‌الدين شاه به اروپا، پادشاه به شدت از معروفيت و اشتهار سيد متعجب شد و به صلاحديد صداعظم به جهت در امان ماندن از قلم و بيان سيد، مجدداً او را به ايران دعوت نمودند تا محرمانه تحت نظر باشد.

پس از بازگشت به ايران، سيدجمال متوجه شد كه اين دعوت حيله‌اي بيش نبوده است و هدف شاه ايران محصور كردن او بوده تا او را ساكت كند. اسدآبادي در اعتراض به اين عمل در حرم حضرت عبدالعظيم بست نشست  اما اين بست نشيني هم سودي نبخشيد و رژيم قاجار سرانجام به ناچار سيد را از بست بيرون كشيد و به عثماني تبعيد كرد. در استانبول جلسه درس سيد رونق مجدد گرفت و او در خلال درسها، شاه قاجار و اعمال استبدادي او را زير شديد‌ترين حملات قرار مي‌داد؛ خود و شاگردان نامه‌هاي اعتراض‌آميز و دعوت به قيام، جهت علماي ايران و افراد منتفذ ارسال مي‌كردند، اما پُست ايران نامه‌ها را به صاحبان نمي‌رسانيد بلكه آنرا به امين‌السلطان صدراعظم مي‌داد  از اين جهت كينه صدراعظم نسبت به سيد هر روز بيشتر مي‌شد.

پس از كشته شدن شاه بدست ميرزا رضاي كرماني واعتراف ضارب پس از دستگيري مبني بر ارتباط با سيدجمال ؛ دولت ايران اقدام به جمع‌آوري اسنادي براي اثبات تابعيت ايراني سيد نمود تا او را از عثماني به ايران بازگرداند. دوستان سيد از جمله «شيخ احمد روحي» و... پس از تحويل به ايران بلافاصله اعدام شدند. قبل از رسيدن مدارك ايران به استانبول از جمله استهشادات محلي كه از خانواده سيدجمال در اسدآباد گرفته شده بود؛ سيد بر اثر سرطان فك دارفاني را وداع گفت و پرونده استرداد سيدجمال مختومه شد.

بقیه مقاله را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در جمعه ششم آذر 1388 و ساعت 8:26 |
 

 به مجموعه اندیشه ها، ارزش ها و رفتارهای یک قوم، فرهنگ گفته می شود. در حقیقت، فرهنگ، چیزی است که به زندگی، ارزش حیاتی می بخشد. فرهنگ همچون روحی در افکار و رفتار مردم جریان دارد و اصلی ترین وسیله حفظ جامعه است؛ چرا که عناصر گوناگون اجتماع در بستر فرهنگی به هم پیوند می خورند. جامعه ای که مشکل فرهنگی داشته باشد، نظم نمی پذیرد و رفتارها در آن، قابل در آن، پیش بینی، هدایت و برنامه ریزی نخواهند بود.

بسیج، بر اساس ارزش های انسانی و فرهنگ عمیق اسلامی شکل گرفته و رمز موفقیت آن، این است که از اعتقاد میلیون ها انسان برخاسته است. زمانی که افراد مسیر زندگی و هدف خود را با تفکر بسیج هماهنگ و هم سو می بینند، به بسیج گرایش می یابند. ایمان، اخلاص، ایثار و شجاعت، ویژگی های بسیجی اند که در دامن فرهنگ اصیل اسلامی رشد کرده اند.

تدبیر امام، تشکیل بسیج

مردم، اصلی ترین بخش جامعه اند که نقشی حیاتی در تأمین سلامت و موفقیت کشور بر عهده دارند. آنها هستند که با آگاهی و هوشمندی، جامعه را به سوی موفقیت پیش می برند یا با ناآگاهی های خویش، سرنوشت شومی را برای کشور رقم می زنند.

حضرت امام خمینی رحمه الله با بینش عمیق خود، بارها بر جایگاه مهم مردم برای رساندن کشور به سعادت، تأکید ورزید. ایشان با درایت بی نظیر خود در سال های سخت دفاع، قشرهای گوناگون را به یک پارچگی و بسیج عمومی برای نجات کشور از بحران جنگ تشویق کرد. قدرت مردم در پرتو تدبیر آن پیر فرزانه و پیوند الهی آنان با یکدیگر، نه تنها کشور را از رنج های جنگ نجات داد، بلکه بعد از جنگ نیز بسیج را به عنوان یکی از بزرگ ترین و محکم ترین نهادهای کشور مطرح ساخت.

بسیج؛ نهادی اجتماعی

حضور پر رنگ و موفق بسیج در جنگ تحمیلی، ارزش بسیج را بیش از گذشته در برابر چشم ها قرار داد. ازاین رو، بیشتر مردم، بسیج را به عنوان نهادی نظامی می شناسند. باید توجه داشت که گرچه یکی از وظیفه های مهم بسیجیان، آمادگی نظامی برای دفاع از خطرهای نظامی است، ولی بسیج در نظر امام خمینی رحمه الله ، تکلیفی فراتر از این دارد.

در اندیشه ایشان، بسیج، نهادی اجتماعی است. نهادی گسترده که پاسخ گوی بسیاری از نیازهای اساسی و حیاتی جامعه است و چنان با بخش های دیگر نظام پیوند دارد که جدایی آنها از هم در جامعه اسلامی امکان پذیر نیست. بسیج با کارکردهای گوناگون خود، یاری رسان نیازهای آموزشی، عمرانی، سیاسی، دفاعی و... است. بسیج سوادآموزی، بسیج سازندگی و بسیج محرومیت زدایی، قسمتی از برنامه های بسیج در کشور است.

بسیج محرومیت زدایی

فقر، یکی از جدی ترین مشکلات موجود در کشورهای جهان است. هر سال تعدادی از انسان ها به دلیل سوء تغذیه و کمبود بهداشت، جانشان را از دست می دهند. مردمانی که بر اثر زراندوزی، خودکامگی و قدرت طلبی دیگران، در تنگ دستی و فلاکت به سر می برند.

انقلاب اسلامی در ایران، با بیداری قشر محروم جامعه شکل گرفت. پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی رحمه الله ، محرومان را صاحبان اصلی انقلاب دانست و نظام اسلامی را حکومتی عدالت خواه معرفی کرد. یکی از برنامه های ایشان، تشکیل بسیج محرومیت زدایی بود. گرچه تعدادی از نهادهای دولتی برای ریشه کنی فقر تلاش می کردند، ولی ایشان با فراخوانی از همه مردم، درخواست کردند تا در هر محله ای، گروهی شامل مهندسان، کارشناسان شهرسازی و خانه سازی، یک روحانی و یک نماینده دولت انتخاب کنند. این عده بدون هیچ پاداش مادی، با استفاده از کمک های مردمی و انسان دوستانه توان مندان، به رسیدگی حال محرومان و مستمندان می پرداختند.

بسیج سوادآموزی

اسلام، فراوان به فراگیری دانش توصیه کرده است. دانش آموزی، نه تنها زندگی اجتماعی را سامان می بخشد، که یکی از بهترین راه های رسیدن به خداست. در آموزه های دینی ما، دانش اندوزی و تفکر، عبادتی است که پاداشی بیش از عبادت های دیگر دارد.

آنچه در رژیم ستمشاهی بر ملت ایران سایه انداخته بود، تنها ظلم و استبداد نبود. دانش، بزرگ ترین نعمتی بود که مردم از آن محروم بودند. بیشتر مردم توان خواندن و نوشتن نداشتند و مسیر روشنی برای پیشرفت در برابر خود نمی دیدند. بسیج سوادآموزی با دستور امام خمینی رحمه الله به وجود آمد. ازاین رو، بی سواد و باسواد، دست در دست هم نهادند تا راه های موفقیت کشور را هموار سازند. بسیج سوادآموزی با هدف نجات مردم از نادانی، شروع به کارکرد و بی سوادی را تا مرز ریشه کنی پیش برد.

بسیج در دفاع مقدس

تاریخ بشر، جنگ ها و کشمکش های فراوانی به خود دیده است. کشورگشایی ها، ثروت اندوزی ها، قدرت طلبی و شهرت طلبی ها، انسان هایی را رو در روی هم به میدان نبرد کشانده و ذهن انسان را از خاطره های غارت و خون ریزی پر کرده است.

دفاع مقدس ملت ایران در طول هشت سال، ماهیتی متفاوت از جنگ های دیگر دارد. آنچه رزمندگان ایرانی را تا پای جان در میدان نگاه می داشت، ثروت و قدرت و شهرت نبود. دفاع مقدس، تصویر روشنی از تفکر بسیجی است. در این تفکر، انسان، موجودی مادی نیست که در حصار دنیا محصور باشد، بلکه موجودی الهی است که برای رسیدن به سعادت جاودانی تلاش می کند. همین تفکر است که ذهن های آگاه فراوانی را از سراسر جهان به خود معطوف داشته است.

بسیج جهانی

اسلام، دینی جهانی است که در مکان یا زمانی خاص محدود نمی شود. دینی که نوید آزادی، اخلاق و سعادت را برای تمامی انسان ها به ارمغان آورده است. دوراندیشی امام خمینی رحمه الله نیز برآمده از همین باورهای دینی است و فریاد رسای آزادی خواهی او همچنان در گوش تاریخ طنین انداز است. ندایی که مستضعفان عالم را به یک پارچگی فرا می خواند و بسیج را بهترین الگو برای آنان می داند. بسیج در تفکر حضرت امام رحمه الله ، بهترین محور وحدت ملت های مظلوم است. ایشان می فرماید: «هان ای ملت های جهان که مستضعفید! از جای برخیزید و حق خود را بستانید و از عربده های قدرتمندان نهراسید که خداوند با شماست و زمین، ارث شماست. وعده خداوند متعال، تخلف ناپذیر است.» «من امیدوارم که این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملت های مسلمان عالم باشد».

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 8:55 |

 

دولت کانادا قطع نامه ای را علیه ایران به کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهاد کرد که بر اساس آن ایران متهم به نقض حقوق بشر شده است . این قطع نامه 48  رای منفی و 59 رای ممتنع و 74 رای موافق داشت . اما از آن جا که آراء ممتنع مخالف محسوب نمی شود این قطع نامه با همان 74 رای موافق تصویب شد و مثل سال های گذشته ایران به عنوان ناقض حقوق بشرشناخته شد در این قطع نامه از گروه بهائیت که یک فرقه دست  ساز انگلیس است حمایت شده است . دشمنی آمریکا و انگلیس  با ایران و ایرانی و اسلام بر کسی پوشیده نیست و هیچ جای تعجب ندارد عملکرد 150 ساله آنها در ایران منهای این که نوع حکومت ایران چه بوده است سراسر زور گویی تحقیر و جنایت بوده است البته بدیهی است شدت این کینه پس از انقلاب اسلامی به مراتب بیش تر است زیرا در گذشته مقاومتی در مقابل آنها وجود نداشت بلکه همراهی در تحقیر ملی و مذهبی و تاریخی و اجتماعی ایران از سوی دولت های مزدور قاجار و پهلوی وجود داشت . اما در واقعه اخیر یعنی محکومیت جمهوری اسلامی ایران به عنوان ناقض حقوق بشر نکته  مضحک رای مثبت عربستان به این قطعنامه است !! باید پرسید در تئوری وهابیون حاکم بر عربستان بهائیت چه جایگاهی دارد ؟ !! با نگاهی به عقاید خرافی و قرون وسطایی وهابیون و اقدامات ضد دینی و انسانی آنها ظاهرا وجه تشابهی با فرقه ضاله بهائیت و ابا حیگری حاکم بر این فرقه مشاهده نمی شود . پس می ماند یک نکته مشترک و آن ادای احترام وهابیت و بهائیت این دو فرزند نا مشروع روباه پیر  استعمار انگلیس است شاید تنها وجه تشابه آنها همین با شد که هر دو ساخته دست اینتلجنس سرویس انگلستان می باشند وگرنه این دو از بعد عقاید ی که ظاهرا به آن باور دارند نقطه اشتراکی ندارند . بحث حقوق بشر و رعایت آن در عربستان چنان مضحک است که نیازی به پرداختن به آن نیست . و انسان را به یاد این شعر نغز می اندازند که:

آن یکی پرسید اشتر را که هی           از کجا می آیی ای اقبال پی

گفتن از حمام گرم کوی تو               گفت خود پیداست از زانوی تو

 

+ نوشته شده توسط حسن رحیمی روشن در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت 8:2 |